أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
139
قانون ( فارسى )
تباهى مىكشاند . بسيارى از اطباء در نخستين مرحلهء شروع تب بلغمى هر شب داروى تربد به بيمار مىدهند . و در هر هفته دو بار حب مصطكى و حب ساخته از بزرهاى ادرارآور را به بيمار مىخورانند . اينك تركيبات داروى تربد : نسخه : زنجبيل و مصطكى از هريك به وزن ده درهم ، تربد به وزن بيست درهم ، نبات به وزن چهل درهم . بيمار هر شب به وزن يك مثقال از مخلوط آنها بخورد . اين دارو وقتى لازم است كه شكم بيمار نرم نباشد . امّا اگر بدون دارو بيمار هر روز دو بار به قضاى حاجت مىرود ، به اين دارو نياز نيست . من در اين باره رأى ويژهاى دارم . به عقيدهام بايد منتظر پخته شدن مادهء سبب تب بود و از نرمىبخشى شكم وسيلهء داروهاى نامبرده دست نگهداشت . من چنين مىپسندم كه به آرامى و كمكم قسمتى از ماده را همراه مادهء مدفوعى به بيرون راه داد و بقيه را بگذارى تا مادهء بلغم سبب تب كاملا پخته مىشود و بعد از آن داروهاى ادرارآور تجويز كرد . من خود چيزهايى مانند آب آلو بخارا ، تمر هندى و امثال آنها را نمىپسندم كه براى ليونت شكم بيمار در اوايل استعمال شوند ؛ كه معده ناتوان مىشود و تنها بخش كممايهء ماده بيرون داده مىشود . اگر تشخيص دادى كه مادهء بلغم سبب تب بيشتر به سردمزاجى متمايل است ، مغز ثمر كاجيره را با داروى ملين همراه كن ! اگر تشخيص دادى كه خلط بلغم سبب تب با مادهء خلط صفرايى درآميخته است ، شربت بنفشه يا مرباى بنفشه ، يا شيرخشت و يا بنفشهء خشك ساييده با داروى ملين باشد . عسل و نمك و آب سلق و روغن سركه را مايهء حقنه گردان و بيمار را بدان حقنه كن ! اگر خواستى بيمار را قى دهى ، آب ترب و ترب در اسكنجبين بزرها خيسيده را به بيمار بده ! و اگر خواستى كه بيشتر و به حد زياد قى كند و مادهء زيادى را از راه دهان بيرون دهد و اين را براى پيشگيرى از حالت دل بهم آمدن بيمار و روبراه كردن مزهء دهان بيمار مصلحت دانستى ، به وسيلهء بزر ترب بيمار را به قى كردن وادار ! كه يك مثقال بزر ترب را با آب سرد بخورد . قى دادن بيمار در علاج تب بلغمى ، هرچند كه تا اندازهاى معده را ناتوان مىكند ، اما بسيار بهرهرسان است ؛ زيرا قى كردن و مواد را از راه دهان پرت كردن مادهء سبب تب را ريشهكن مىكند . براى قى دادن بيمار بايد تا روز هفتم صبر كنى ، كه اگر قبل از يك هفته او را قى دهى ممكن است معدهء بيمار ورم كند . اگر ديدى كه قى كردن براى بيمار مشكل و دشوار است ، او را به زور و اصرار به قى كردن وادار مكن !